انسان باش تا جاودانه زندگی کنی !

کد خبر : 17833

6 بازدید13 views

تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه آقای روحانی سال ۹۲ فقط ۲۵۰ هزار رأی بالاتر از حدنصاب آرا آورد، پس می توان با نقد جدی عملکرد ۴ سال دولت یازدهم، آرای آقای روحانی را زیر ۵۰ درصد آورد تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ دو مرحله ای شود و در مرحله دوم بر او پیروز […]

تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه آقای روحانی سال
۹۲ فقط ۲۵۰ هزار رأی بالاتر از حدنصاب آرا آورد، پس می توان با نقد جدی عملکرد ۴
سال دولت یازدهم، آرای آقای روحانی را زیر ۵۰ درصد آورد تا انتخابات ریاست جمهوری
سال ۹۶ دو مرحله ای شود و در مرحله دوم بر او پیروز شد.

در تحلیل رأی آقای روحانی برداشت من این است که
ما نباید به نتایج انتخابات سال ۹۲ بیاندیشیم؛ چنانکه انتخابات سال ۸۴ نشان داد که
گاهی نفر اول مرحله اول می تواند در مرحله دوم رأی لازم را نداشته باشد. معتقدم
اگر سال ۹۲ انتخابات ریاست جمهوری به مرحله دوم کشیده می شد، شاید نسبت آرا
تغییرات جدی می کرد یا آقای روحانی خیلی بیشتر از آنچه که در مرحله اول رأی
آورد، موفق به کسب رای می شد و نامزد پیروز لقب می گرفت یا نفر دومی که همراه او به این مرحله آمد با جمع
کردن آرای دیگر نامزدها و در اثر وقایعی که در مدت زمان بین مرحله اول و دو مرحله
اتفاق افتاد رأی بیشتری به دست می آورد و راهی پاستور می شد لذا ملاک قرار دادن
اندک رأی بیش از ۵۰ درصد آقای روحانی در سال ۹۲ برای قضاوت سال ۹۶ را غلط می دانم.

به نظر می رسد آقای روحانی در سه سال گذشته بخشی
از آرای خودش را از دست داده است که این آرا مربوط به کسانی بود که او را در
گفتمان متفاوتی می دیدند. مثلا او را به عنوان سخنران راهپیمایی ۲۳ تیر سال ۷۸ علیه فتنه گران وقت می
شناختند یا بنابر دیگر تصوراتی تاریخی، تصویر متفاوتی از آقای روحانی در ذهن
داشتند و به او رأی دادند. کما اینکه بعد از رأی آوردن آقای روحانی، آیت الله
مهدوی کنی جملات بسیار ویژه ای در وصف او بیان کرد و حزب موتلفه اسلامی هم در
دیداری که با آقای روحانی داشت او را منّا توصیف کرد و آقای روحانی هم همین تعبیر
را نسبت به حزب موتلفه به کار برد. اما واقعیت های اجرایی سه سال گذشته نشان داد
که در بسیاری از مصادیق عملی و حتی در برخی نکات کلان مدیریتی اختلاف نگرش های جدی وجود دارد. از آن طرف آقای روحانی رویش رأی هایی هم داشت برخی
که روحانی را به دلایلی نامزد مطلوب خود نمی شناختند، شاید سال ۹۶ به او رأی بدهند؛
به ویژه برجام آثار مثبت و منفی در سبد رأی آقای دکتر روحانی داشت. در کل پایه
تحلیل آرای آقای روحانی را براساس آرای سال ۹۲ او درست نمی دانم.

اینکه آرای آقای روحانی نسبت به سال ۹۲ افزایش
یا کاهش پیدا کرده است؟ برآورد غیر علمی نمی توان داشت چون مفید نیست، باید یک
موسسه افکارسنجی با یک مطالعات دقیق جواب این سئوال را اعلام کند اما آنچه مسلم
است اشتراکات و افتراقات آرا و عدم آرای سال ۹۶ آقای روحانی با سال ۹۲ زیاد خواهد
بود.

اعلام اینکه اصولگرایان چه مکانیزمی را در پیش گیرند،
بحث زودهنگامی است. چراکه وقتی صحبت از اصولگرایان می شود به آن معناست که خرد
جمعی به نتیجه برسد حال آنکه تا امروز اجزای حزبی و تشکیلاتی اصولگرایی و همین طور
چهره های شاخص این جریان سیاسی هر کدام به تفکیک دیدگاه های شخصی خودشان را مطرح
کردند اما منتهی به یک نتیجه جمعی نشده است. لذا از طرف اصولگرایان نمی توانم نظری
بدهم؛ آنچه می توانم بگویم این است که حزب موتلفه اسلامی دو اصل را در رفتار
تشکیلاتی خودش همواره مدنظر داشته، اصل اول وحدتی که منتهی به تقویت کلیت نظام
جمهوری اسلامی شود و اصل دوم کار تشکیلاتی. براساس اصل اول اگر هر نوع همفکری و همکاری
بین اجزاء اصولگرایی نیاز باشد تا منجر به تقویت نظام جمهوری اسلامی شود اعم از کسانی
که همسوتر با ما هستند تا رقیب، – در راستای آن وحدت نیروهای انقلابی که در پیام
رهبری پیرامون توصیه به آقای احمدی نژاد متجلی بود – این وحدت را ما دنبال خواهیم
کرد و از سوی دیگر حزب موتلفه اسلامی اعتقاد راسخ دارد که در انتخابات پیش رو باید
نامزد داشته باشد و این یک بخشی از کار تشکیلاتی است؛ طبعا نامزد اختصاصی حزب
موتلفه اسلامی هم در چارچوب مصالح ملی پیش خواهد رفت، برآورد ما این است که ورود
زودهنگام به انتخابات و مصادیق انتخاباتی آفات جدی برای کشور خواهد داشت. لذا جمع
بندی اینکه اصولگرایان با چند نامزد و چه چهره هایی وارد شوند را زود می دانم،
هرچند در حال حاضر در حزب موتلفه اسلامی پیرامون شاخص ها و چهره ها در حال بحث
کارشناسی هستیم اما هنوز به نفر نهایی نرسیدیم و اگر هم برسیم مقطع فعلی را برای
بحث درباره تک نامزدی یا چند نامزدی زود می دانم.

به هر حال اصولگراها یک بار مدل وحدت در عین
کثرت را در سال ۸۴ آزمودند و نتایجی گرفتند که اگر چه گزینه نهایی را مردم انتخاب
کردند اما نامزدهای مختلفی به عرصه آمدند تا مردم تصمیم گیر باشند، به جای اینکه
تشکل ها تصمیم گیر شوند. موتلفه هم با اینکه نامزدش در مرحله اول رأی نیاورد، در
مرحله دوم اعلام کرد هر رأیی که مردم بدهند را محترم می شمارد و نامزدی در مرحله
دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ نداشت. در واقع آن تجربه منتهی به آسیب
اصولگرایان نشد اما در عین حال سال ۸۰ هم مشابه این اتفاق افتاد و جمع کثیری از
نامزدهای اصولگرا در رقابت با آقای خاتمی بودند و توفیقی نداشتند. یک بار هم این
مدل را در سال ۹۲ آزمودند که نتایج متفاوتی به دست آمد. این تجربه ها برای مدل ۹۶
لحاظ خواهد شد.

ضروری است قبل از آنکه مدل آتی طراحی شود، تعامل
درون گفتمانی برای آسیب شناسی صورت گیرد که چه عواملی باعث توفیق یا عدم توفیق در
آن مقاطع زمانی شد. این مسئله منحصر به اصولگرایان نیست، سال ۸۸ نیز اصلاح طلبان
با یک ستاد بسیار نزدیک به هم و حتی عناصر مشترک، با دو یا سه نامزد به میدان
آمدند و در رقابت با آقای احمدی نژاد به توفیق نرسیدند. در حالیکه تلقی شان این بود
که پیروز انتخابات خواهند شد. شاید ریشه فتنه ۸۸ هم تحلیل در اتاق های در بسته و
بر اساس مشاهدات پایتخت بود. به نظر من برای اینکه اصولگرایان دچار آن خطا نشوند
نباید به صورت زودهنگام تحلیل در اتاق های دربسته را ملاک عمل قرار دهند، هنوز
برای تصمیم  گیری درباره کثرت یا وحدت وقت است.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی

۲۹۲۱۴

نظرات بسته شده است.