انسان باش تا جاودانه زندگی کنی !

کد خبر : 35438

7 بازدید14 views

امید کرمانی‌ها: فقدان لیدر و راهبر در دو جناح سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب بیش از هر زمان دیگری احساس می شود اما مکانیزم جایگزینی محل بحث است. اصولگرایان ایده پارلمان اصولگرایی را دنبال می کنند تا در این قالب شورای رهبری خود را تشکیل دهند، اصلاح طلبان با سه قالب شورای مشورتی، شورای هماهنگی […]

امید کرمانی‌ها: فقدان لیدر و راهبر در دو جناح سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب بیش از هر زمان دیگری احساس می شود اما مکانیزم جایگزینی محل بحث است. اصولگرایان ایده پارلمان اصولگرایی را دنبال می کنند تا در این قالب شورای رهبری خود را تشکیل دهند، اصلاح طلبان با سه قالب شورای مشورتی، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و  شورای عالی سیاستگذاری می خواهند تصمیم گیری تشکیلاتی خود را سروسامان دهند.

عباس سلیمی نمین ایده اصولگرایان را ماندگارتر می داند اما می گوید: قطعا اجرایی شدن این ایده با موانعی مواجه است چون عده‌ای زیاده خواهی می کنند نمی خواهند به آرا مراجعه داشته باشند دنبال حق وتو هستند، اینها موانع محسوب می شود اما برطرف خواهند شد.

مشروح این گفتگو  را در ادامه بخوانید؛

***

امروز وقتی به جناح های سیاسی نگاه می کنیم می
بینیم هیچ یک از دو جناح شخصیت جامع الطرافی را ندارند که فصل الخطاب قرار بگیرد و
حرف آخر را در تصمیم گیری ها بزند، فقدان لیدر و فصل الخطاب در اردوگاه اصولگرایی
بعد از فوت آیت الله مهدوی کنی و مرحوم عسگراولادی مشهود شد، در اردوگاه اصلاحات
نیز درگذشت آقای هاشمی این خلاء را نمایان کرد، به نظر شما
اصولگرایان و اصلاح طلبان برای ساماندهی و سازماندهی تشکیلات خودشان باید به چه
سمت و سویی بروند؟

آن نکته ای که اشاره شد خلاءاش سال هاست که
خودنمایی می کند یعنی شخصیت هایی که در کار تشکیلاتی کاملا مسلط هستند و نقش لیدری
را هم داشته باشند مدت هاست که از خلاء وجود آنها رنج می بریم اما قطعا باید به
سمت ساختارهایی پیش رفت که این ساختارها خودشان براساس یک مکانیزم منطقی عمل کند در
این صورت از پشتیبانی شخصیت هایی که وجهه معنوی دارند برخوردار خواهد بود. یعنی
شخصیت های معنوی که کار تشکیلاتی آنچنانی نکردند و دنبالش نمی روند چون شأن آنها
در این وادی ها نیست که کار تشکیلاتی انجام دهند. در عوض البته برخی افراد که
اشاره شد دارای قدرتی هستند که براساس آن قدرت ائتلاف هایی صورت می گیرد نه اینکه
شخصیت معنوی شان مبنای پیوندهایی باشد.

به طور مشخص درباره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی موضوع این نبود که در میان عده ای به لحاظ معنوی جایگاهی داشته باشد و این معنویت جاذبه
ایجاد کند و وحدتی حول آن شکل بگیرد بلکه آن عده به این رسیده بودند آقای هاشمی
دارای قدرتی است که بهتر دیدند آن قدرت را به خدمت بگیرند تا با آن مقابله کنند،
به همین خاطر حول محور آقای هاشمی ائتلاف می کردند. به عبارت دیگر یک جریان سیاسی مقداری
قدرت دارد یک شخصیت سیاسی هم یک میزانی قدرت دارد اینها می توانند با هم تقابل
کنند یا آنکه به جای تقابل، ائتلاف کنند تا در چارچوب ائتلاف سود سیاسی خودشان را
رقم بزنند. پس بین آقای هاشمی و مرحوم آیت الله مهدوی کنی فرق و تفاوت فاحش است. آیت
الله مهدوی کنی هیچ گاه دنبال پست و مقام اجرایی نبود بعد از ابتدای انقلاب او
دنبال کار فرهنگی، اجتماعی و دانشگاهی رفت اما آقای هاشمی دائم دنبال آن بود که یک
مسند سیاسی مهمی را از آن خود کند بنابراین نیاز داشت ائتلاف و پیوند داشته باشد و
وارد یک عرصه هایی شود که هرگز آقای مهدوی کنی وارد آن عرصه ها نمی شد چون شخصیت
معنوی بود برخی به این شأن و جایگاه معنوی آقای مهدوی کنی توجه داشتند اما برخی
نیز که اهل معامله گری بودند به ظاهر می گفتند توجه دارند اما در عمل این کار را
نمی کردند.

سال ۹۲ این مسئله ثابت شد آنها که کار تشکیلاتی می کنند خیلی به معنویت
آقای مهدوی کنی توجه نداشتند آقای مهدوی کنی نیز نمی توانست کاری کند چون تشکیلاتی
را نداشت صرفا فقط معنویتش می توانست کاربردی داشته باشد. کسانی که مبنای کارشان
یک کار تشکیلاتی سیاسی بود به حسب ظاهر به این معنویت احترام می گذاشتند پشت قضیه
خودشان را با تشکیلات سیاسی هماهنگ می کردند.

این سازوکارهای ائتلاف که الان در هر دو جناح
سیاسی شاهدش هستیم چقدر ماندگاری دارند و چقدر می توان گفت که بعد از انتخابات
فعالیت خود را ادامه می دهند؟

اصل طراحی سازوکارها ولو اینکه بعد افرادش دچار
تفرق شوند مهم است. اقدامی که الان اصولگرایان دارند روی سازوکار جدید انجام می
دهند این است از پشتیبانی شخصیت های معنوی برخوردار باشند در عین حال خلاء یا ضعف
کار تشکیلاتی را که شخصیت های معنوی دارند جبران کند. یعنی در ذیل شخصیت های معنوی
یک کار تشکیلاتی را دنبال کنند. این کار بسیار شایسته است چون برای اولین بار
پارلمان مردمی در کار تشکیلات سیاسی ایجاد می کنند. ایجاد پارلمان مردمی یک گام
بلندی در کارهای سیاسی محسوب می شود ولو افرادی که در این کار تشکیلاتی قرار می
گیرند بعداً متفرق شوند یا دار فانی را وداع بگویند اما سازوکار پارلمان مردمی به
قوت خود باقی خواهد ماند. باید کم کم به طرفی رفت که بحث کار و فعالیت درباره معرفی
و شناخت نامزدهای مختلف از طریق یک ساختار مردمی انجام شود.

یعنی شما معتقدید پارلمان
اصولگرایی در صورت تشکیل شدن ماندگار می ماند؟

بله مکانیزمش ماندگار است نه افرادش. در واقع
مکانیزمی به وجود آمده که مرتب می تواند نقاط ضعفش برطرف شود و پیشرفت کند.

یعنی شما امیدوار هستید که اصولگرایان بتوانند
ایده پارلمان اصولگرایی را اجرا کنند؟

قطعا با موانعی مواجه هستند. در این نوع فعالیت
ها عده ای زیاده خواهی می کنند نمی خواهند به آرا مراجعه داشته باشند دنبال حق وتو
هستند، اینها همه وجود دارد و موانع محسوب می شود اما به نظر من این موانع برطرف
خواهد شد چون شناخت توده های یک طیف سیاسی از نخبگانش را در پی دارد و کم کم می
تواند گروه های زیاده خواه را کنار بگذارد. الان یک جریانی است که با این ساختار
هماهنگی نشان نمی دهد …

منظور شما جبهه پایداری است؟

حالا نمی خواهم نام ببرم.

چون در مصاحبه های قبلی به ما گفتید….

خوب مردم نسبت به این جریانات شناخت پیدا می
کنند. طبیعتا این جریان به تدریج کمرنگ و کمرنگ تر می شود چون از توده های حامی
طیف اصولگرا به این جمع بندی می رسند که اجرایی شدن این مکانیزم بهترین کار است
چون برای اینکه ما مردم را از سردرگمی بیرون بیاوریم قبلش در قالب پارلمان نامزدها
را ارزیابی کارشناسی می کنیم؛ کاری که احزاب می کنند ولی بسته تر و انحصاری تر.
اگر این کار در پارلمان سیاسی یک جناح انجام شود ارزیابی بازتر و قابل تشخیص تر
برای توده حامی آن طیف سیاسی خواهد بود. مدل پارلمان موجب می شود خود جریانات سیاسی
در این طیف محک بخورند و ارزیابی شوند. همین محک خوردن موجب می شود آنها که می
خواهند زیاده خواهی کنند و بگویند حتما باید کاندیدای ما فارغ از کار تشکیلاتی
مورد پذیرش قرار بگیرد به تدریج کمرنگ شوند.

بله این گروه ها می گویند کاندیدای ما اصلح است.

اینها حرف ها و استدلال های بسیار سطحی و سیاسی
مطرح می کنند  که “برابر خداوند متعال
نمی توانیم از نظرمان برگردیم. ما آنچه به جمع بندی رسیدیم شرعا می توانیم از آن
دفاع کنیم”. این حرف ها شاید یکسری جوان های ناپخته و کم اطلاع از نظر سیاسی را
بتواند اقناع کند اما عناصر اهل نظر را قطعا نمی تواند اقناع کند. معتقدم کار جمعی
نمی توان کرد مگر آنکه به نظر جمع احترام بگذاریم. هر سلیقه و جریانی نظر خود را به
جمع عرضه می کند اگر نتوانست اقناع جمع را به دست آورد باید به تصمیم و رأی جمع
تمکین کند. این شیوه ای کاملا منطقی در وحدت و کارجمعی است، حالا عده ای نمی
خواهند به این مسئله تن بدهند، باید گذاشت که شناخته و توده های حامی جریان
اصولگرا متوجه شوند. امیدوارم جریان اصلاح طلب هم این شیوه منطقی و ارزشمند را دنبال
کند.

اصلاح طلبان نیز امروز در
جناح خود شاهد سه شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای
عالی سیاستگذاری هستند، این سه شورا چقدر حلال مشکلات سازمان تشکیلاتی آنها است؟

این شیوه ها خیلی قابل
پذیرش نیستند چون اصلا رأی توده ها در این قضیه تأثیر ندارد. شوراهایی هستند که
رأی توده کاملا در شکل گیری آنها بی تأثیر بوده است. معتقدم کاری که اصولگرایان دارند انجام می دهند می تواند
الگوی خوبی برای اصلاح طلبان هم در آینده باشد. اصلاح طلبان عمدتا در محافل بسته
خودشان تصمیم سازی می کنند که چه کسی کاندیدا باشد یا چه کسی به نفع دیگری کنار
برود. عملکردشان در سال ۹۲ نشان داد که بسیار بسته عمل می کنند و خیلی به توده ها
توجه ندارند. تصمیمی که درباره آقای عارف اعمال شد نشان دهنده این بود که ساختار
پنهان دارد تصمیم می گیرد نه ساختار آشکار.

پارلمان اصولگرایی یا پارلمان اصلاح طلبی می
توانند نقش شورای رهبری جریان سیاسی را ایفا کنند؟

قطعا می توانند. آنهایی که نمی آیند هم مشخص
خواهند شد چه کسانی هستند. همه مسائل به سمت شفافیت پیش خواهد رفت.

یعنی مرز و حدود یک جریان سیاسی را مشخص می کند؟

بله ایجاد شفافیت می کند. عده ای مکانیزم مردمی
گزینش کاندیدا و ساده کردن مسئله برای توده ها را می پذیرند، در مقابل عده ای نیز به
کار جمعی معتقد نیستند و در قالب ظاهری شخصیت های معنوی یا شخصیت های برجسته سیاسی
فردگرا و نخبه گرا هستند و می خواهند سهم نخبه را بیشتر تعریف کنند بنابراین
مکانیزم را نمی پذیرند، هر دو گروه دلایل خود را می گویند. طبیعتا مقداری تشخیص
برای جامعه سهل می شود چون گرچه جامعه برای نخبگان خود احترام قائل است اما حاضر
نیست سهم زیادتری بدهد و رأی او را دارای حق وتو بداند.

در مجموع شما معتقدید اصولگراها جلوتر از اصلاح
طلبان هستند؟

در این زمینه فکر می کنم گام خوبی را دارند بر
می دارند اگر بتوانند انشاءالله تا آخر بتوانند پیش بروند.

فکر می کنید پارلمان اصولگرایی می
تواند دو جایگاه شیخوخیت و شورای تصمیم گیری را پوشش دهد؟

الان درست است مکانیزمش انتخاب است اما از
پشتیبانی ریش سفیدان هم برخوردار است. یعنی از پشتیبانی آقایان موحدی کرمانی، محمد
یزدی و آقایان دیگر کاملا پشتیبانی می کنند ضمن آنکه در ریز مسائل تشکیلات هم ورود
نمی کنند. از این شاکله حمایت می کنند اما در گزینش و در انتخاب ها تأثیری دارند
خیر، دخالت نمی کنند.

۲۹۲۱۴

نظرات بسته شده است.