انسان باش تا جاودانه زندگی کنی !

کد خبر : 35851

8 بازدید4 views

بخش‌هایی از این گفتگو را در ادامه بخوانید؛ #فراسخن: اخیرا شایعه ای توسط برخی رسانه ها و محافل مطرح شده است. شایعه پراکنان می گویند’ صدام حسین در پایان دادگاه خود خطاب به قاضی گفته است تو حکم اعدام مرا صادر نکردی بلکه هاشمی این کار را کرد. وقتی قاضی از او توضیح می خواهد […]

بخش‌هایی از این گفتگو را در ادامه بخوانید؛

#فراسخن: اخیرا شایعه ای توسط برخی رسانه ها و محافل مطرح شده است. شایعه پراکنان می گویند’ صدام حسین در پایان دادگاه خود خطاب به قاضی گفته است تو حکم اعدام مرا صادر نکردی بلکه هاشمی این کار را کرد. وقتی قاضی از او توضیح می خواهد صدام ادامه می دهد: هاشمی درجریان حمله ام به کویت، یکی از پسران خود را نزد من فرستاد و اطمینان داد که در صورت دخالت دیگران، از من در برابر حمله به کویت دفاع خواهد کرد. از سویی پسر دیگرش را به کاخ سفید نزد جورج بوش پدر فرستاد و او را مطمئن کرد که ایران هیچ مداخله ای به نفع عراق صورت نمی دهد. با این ترفند تعدادی هواپیمای جنگی هم از صدام گرفت. ولی جنگ که شروع شد نه تنها حمایتی از عراق نکرد بلکه هواپیماهایش را نیز به عنوان غرامت جنگی برای ایران برداشت.’ آقای عطریانفر چقدر این داستان صحت دارد؟
عطریانفر: به هیچ وجه. این ساخته و بافته ذهن آشفته برخی حضرات مخالف است. من البته اینها را شایعه نمی دانم بلکه دروغ های عمدی است. هاشمی نه پسرش را پیش صدام فرستاد نه بوش پدر. من آن زمان معاون وزیر کشور بودم و در جلسات شورایعالی امنیت ملی حضور داشتم. جلساتی که دبیری آن بر عهده آقای حسن روحانی بود.

آن موقع به صورت روزانه جلسات شورای امنیت ملی برگزار می شد. اولا هیچ هواپیمایی را ما از عراق تحویل نگرفتیم. بلکه چون حریم هوایی عراق به شدت توسط نیروهای ناتو بمباران و موشک باران می شد خود خلبان ها برای نجات جان خود و حفظ هواپیما وارد حریم ایران شده و در خواست فرود آمدن در خاک ما را می کردند. آن موقع در جلسات شورا این بحث را داشتیم که آن هواپیماها را در خاک خود بپذیریم یا اینکه در هوا بزنیم.

** #فراسخن: یعنی به قصد پناهندگی می آمدند؟
عطریانفر: می آمدند تا زنده بمانند. چرا که می دانستند اگر در آسمان عراق پرواز کنند نابود خواهند شد. صدام یک جانبه تصمیم گرفت تعدادی هواپیما را به ایران بفرستد. دهها فروند میراژ و سوخو، یک آواکس و چند هواپیمای ۷۴۷٫ سرجمع قیمتش یک میلیارد دلار هم نمی شد. رقم بالایی نبود که بخواهیم به عنوان غرامت برداریم.

** #فراسخن: آن هواپیماها چه سرنوشتی پیدا کرد؟
عطریانفر: بعد از سقوط صدام به عراق پس داده شد. نوع نگاه هاشمی به جنگ عراق و آمریکا این طور نبود. هاشمی نمی توانست با این داستان کنار بیاید که صدام برود کویت را بگیرد تا انتقام ایران گرفته شود. هاشمی بعد از پایان جنگ معتقد بود که ما باید مسائلمان را با جهان حل کنیم. 

** #فراسخن: همچنین گفته می شود عده ای در سال ۶۹ تلاش می کردند ایران به نفع عراق وارد جنگ با آمریکا شود ولی هاشمی جلوی آن را گرفت؟

عطریانفر: نه. این نظریه غالب نبود. یکی از دوستان عزیز که آن موقع مسوولیتی هم نداشت چنین چیزی را گفته بود. اما چنین پیشنهادی در هیچ یک از سطوح تصمیم گیری از حد طنز هم تجاوز نکرد. ما هر روز صبح در جلسه شورای امنیت ملی حضور داشتیم. مرحوم آقای ستاری فرمانده نیروی هوایی مدام گزارش می داد و از وقوع جنگ در منطقه اظهار نگرانی می کرد. فرمانده سپاه هم همین طور. آقای مصطفی پورمحمدی معاون وزیر اطلاعات هم مدام گزارش می داد. تمام مقاماتی که در جلسه حضور داشتند از نظامی تا سیاسی واقع بینانه نظر می دادند. تمام تصمیمات در آنجا مطرح و برای تصمیم گیری نهایی به شورایعالی امنیت ملی ارسال می شد.

#فراسخن: رابطه هاشمی با زیر دستانش در جلسات چگونه بود؟ آیا با تحکم همراه بود؟
عطریانفر: به هیچ وجه. هم از وزرای ایشان شنیده بودم و هم برخورد ایشان با خودم را می گویم.من به واسطه سمت های خود با بسیاری از مقامات کشوری نشست و برخاست داشته ام اما با احدی مانند آقای هاشمی راحت نبودم.

#فراسخن:‌ از ایشان انتقاد هم می کردید؟
عطریانفر: بارها درباره جریانات سالهای ۷۸ و ۸۴ و در جلسات حضوری از ایشان انتقاد می کردیم ولی ایشان کوچکترین واکنش تندی نشان می داد و کاملا به انتقادات گوش می کرد.

#فراسخن: موارد قابل ذکری وجود دارد؟
عطریانفر: درست نمی دانم وارد مصادیقش شوم. اما هاشمی گوشی شنوا، قلبی بزرگ و نگاهی خوش بینانه به آدم ها داشت. کینه احدی را هم به دل نمی گرفت.

** #فراسخن: چطور؟
عطریانفر: بگذارید داستانی را بگویم. آقای محمد قوچانی روزنامه نگار را که می شناسید. ایشان نقدهای تندی علیه آقای هاشمی می نوشت و عنوان یقه سفید را به ایشان داد. البته جوان خوش قلب و دوست داشتنی است. اما به مرور به این نتیجه رسید که رویه تندی را در قبال هاشمی پیش گرفته است. روزی گفت می خواهم پیش آقای هاشمی بروم و از ایشان حلالیت بطلبم. قراری گذاشتیم و پیش آقای هاشمی رفتیم. به محض اینکه وارد دفتر ایشان شدیم هاشمی اصلا اجازه نداد آقای قوچانی عذرخواهی کند. از پشت میز بلند شد و او را در آغوش گرفت و با هم دیده بوسی کردند و گفت ما با هم آشتی کردیم و احتیاجی به هیچ حرف دیگری نیست.
یکی از دوستان جبهه مشارکتی ما به آقای حسین مرعشی گفته بود ‘ بعد از آن همه جفایی که برخی دوستان در حق آقای هاشمی و در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم کردند به دیدار هاشمی رفتیم. اما ایشان با گرمی تمام با ما برخورد کرد و حتی یک کلمه هم درباره چیزهایی که علیه اش گفته بودیم صحبت نکرد. با نهایت صمیمیت در این جلسه کنار ما نشست و بهترین مشاوره و راهنمایی ها را به ما داد. طوری که می خواستیم زمین دهان باز کند و از شرم در آن فرو رویم. انگار نه انگار که ما چه جفایی در حق هاشمی کرده بودیم’.

#فراسخن: و واقع بینی ایشان که از آن صحبت می کنید؟
عطریانفر: خانم مافی نماینده مجلس دهم می گفت به اتفاق خانم های مجلس به دیدار آقای هاشمی رفتیم و گزارشی از فعالیت نماینده های زنان مجلس ارائه دادیم. ایشان گفتند یادتان نرود که شما زن هستید. وجه زنانه تان در مجلس را از دست ندهید و مانند مردها هیجانی نشوید. از وقت خود در مجلس به نفع زنان جامعه استفاده کنید. پیگیر حقوق و مشکلات زنان باشید. وقتی ۹۵ درصد مجلس در دست مردها است از حق اقلیت خود برای بهبود زندگی زنان کشور استفاده کنید.  این نگاه به نظرم ناشی از واقع بینی فوق العاده هاشمی بود. هم توفیقات و هم کثرت دشمنان آقای هاشمی به خاطر همین تیزهوشی واقع بینانه ایشان بود.

۲۹۲۹

نظرات بسته شده است.